در برنامه سوم توسعه اقتصادی، به نقش اشتغال و ایجاد كسب و كار اهمیت ویژهای داده شده است. وجود انبوهی از جوانان بیكار در كشور و مشكلات و معضلات اقتصادی، فرهنگی و سیاسی ناشی از آنها مسوولان را بر آن داشته تا با ارایه طرحهای ضربتی اشتغال، هر چه سریعتر به دنبال كاریابی و اشتغالزایی برای جوانان در كشور باشند.
از سوی دیگر، هدف آموزشی دانشگاههای كشورمان از بدو تاسیس، معطوف به تامین كادر تخصصی و كارشناسی سازمان بزرگی به نام دولت بوده است. لذا دروسی كه در بسیاری از دانشگاههای معتبر دنیا برای فارغالتحصیلی دانشجویان اجباری است (مثل كارآفرینی، Introduction to Business ، مدیریت و ...) بعلاوه انبوهی از واحدهای اختیاری كه دانشجویان را به مهارتهای لازم برای راهاندازی یك كسب و كار خصوصی و شخصی راهنما میباشند، در سیستم آموزشی ما از دیدهها پنهان مانده و مورد بیمهری واقع شدهاند. فارغالتحصیلان ما قرار نبوده است كه خود كسب و كاری راه بیاندازند، لذا این قبیل آموزشهای كاربردی و مهارتی برایشان تعریف نشده است. از سوی دیگر خیل جوانانی بیكار با تحصیلات كمتر و یا افرادی كه تحصیلات دانشگاهی را گذراندهاند و شدیدا جویای كار میباشند، مسئولین عالیرتبه نظام را واداشته است كه برای مفهوم كارآفرین و كارآفرینی اهمیت ویژهای قائل شوند.
لذا میبایست با آگاهی بخشیدن به جوانان به عنوان گروه هدف و با آموزشهای كوتاهمدت، آنان را به مهارتهای لازم برای ورود به جرگه كارآفرینی آماده نمود تا بتوانند با استعدادهای بالقوه خود و تواناییهای تحصیل شده، كسب و كار شخصی، مستقل و مورد علاقه خود را راهاندازی نموده و دیگران را نیز به كار دعوت نمایند. باشد كه در این میان ضمن برداشتن گامی موثر و زیربنایی در جهت حل مشكل اشتغال، در جهت تولید ثروت واقعی در جامعه و پیشرفت تكنولوژیهای نوآور، كه از ویژگیهای شركتهای كوچك نوآور (كارآفرین) است حركتی زیربنایی طراحی شود.
در این راستا، دکتر فیض بخش افتخار تربیت بیش از 500 مربی و مدرس مباحث مرتبط با کارآفرینی، به منظور تدریس این مهارتها به جوانان و فارغالتحصیلان جویای كار، را دارا می باشد که با همکاری مجموعه های زیر صورت گرفته است: